ملا محمد مهدى بن على نقى شريف

115

زاد المسافرين ( فارسى )

و حاجى حسين جراح كه در دفن جراحى و كحالى بىنظير است در اين زمان ، از آزار بواسير در رنج و تعب بود ، مكرر اراده قطع و ازاله دانه‌ها مىكرد و گاهى فقير مانع مىشدم ، آخر الامر به تنگ آمده بيخ دانه‌ها را محكم بسته با مقراض قطع كرد از شدت ورم و وجع ، مقرون به هلاكت شد . و بعد از استعمال مسكنات وجع و ملحمات بسيار به شد و از تشويش بواسير فارغ . نهايت چون سيلان خون فاسدى كه از بواسير دفع مىشد بر طرف شد و بعد از يك سال ماده شرائى به حركت آمد و بعد از آنكه مشرف به هلاكت شد ، هر دو چشمش باطل شد ؛ لهذا قلع و قطع جميع دانه‌هاى بواسير مناسب نيست و مورث مفاسد عظيم است چنانچه دانستى . اما تدبير استعمال ادويه كه دانه‌ها به مرور ايام خشك مىشوند ، از آن جمله بخورات است : اول تخم تره ، مقل ازرق ، پوست بيخ كبر ، اجزاء را مساوى بخور نمايند . بخورى ديگر : برگ مورد ، پوست بيخ كبر ، جوز السرو كه بار درخت سرو است - پيالهء بادنجان كه در عرف كلاه بادنجان مىگويند و اطباء اقراع بادنجان مىگويند - ، مرمكى ، مقل ازرق ، پوست مار ، تخم حنظل و اگر مجموع اجزاء نباشند بعضى اجزاء كافى است . دستور بخور كردن اين است كه ته ديگ سفالين را سوراخ كرده ، پشكل شتر را بسوزانند و اين ادويه را بر او بزنند و ديگ را بر سر آن نگون سازند و دانه را بر آن سوراخ گذارند چنان‌چه دود و بخارات خوب به دانه‌ها برسد و اگر دانه اندرون باشد ، بعد از فراغ قضاى حاجت كه دانه‌ها بيرون آمده باشد به عمل آورند و اقوى بخارات در اين باب ، بخور بلادر است . شيخ الرئيس مىفرمايد كه بخور چوب گز هرگاه مكرر كنند ، بسا باشد كه